مرکز ذهن

خلاقیت چیست؟ تصور خود را از خلاقیت تغییر دهید

فهرست مطالب

خلاقیت
خلاقیت چیست؟

خلاقیت چیست؟ تصور خود را از خلاقیت تغییر دهید

خلاقیت حلقه جدیدی در زندگی روزمره و کاری ما. جهان امروز جهانی است مملو از چیز‌هایی که روزی غیرقابل باور بودند و طی فرآیندی طولانی از هیچ به وجود آمده‌اند و برای زمان خود نوآوری و خلاقیت به حساب می‌آمدند. در زمان امروز لازمه پیشرفت در هر کاری داشتن تخصص و حجم بالایی خلاقیت است. خلاقیت به ما کمک می کند که راه های نو و راه حل های جدید برای زندگی خود را کشف کنیم.

خلاقیت چیست؟

خلاقیت در واقع یافتن روش های نوین و جدید برای مسائل است. روش هایی که به افراد کمک می کنند که آسان تر با مسائل و مشکلات برخورد کنند.

گیلفورد  خلاقیت را وابسته به مجموعه ای از خصایص و توانایی های فردی می داند: او بر این باور است که نباید تنها خلاقیت را در ابداع جستجو کرد بلکه یک استعداد ذهنی بالقوه است که به درجات مختلف در افراد با سنین متفاوت وجود دارد.

استنبرگ، خلاقیت را به خدمت گرفتن توانایی های ذهنی برای تولید یک ایده یا فکر نو می داند. (استنبرگ،1989)

بیایید به داستانی درباره خلاقیت بپردازیم.

پل مک کارتنی خواننده و موسیقی دان راک در سن 21 سالگی بخاطر یک رویا از خواب بیدار شده و به سمت پیانو خود رفت و ملودی که در رویا شنیده بود را نواخت این قطعه بعد ها تبدیل به آهنگ دیروز شد.

این اتفاق جریانی تحت عنوان جرقه خلاقیت را ایجاد کرد.

بیایید اول به آن بپردازیم

 

جرقه خلاقیت چیست؟

دیدگاه جرقه خلاقیت بر این باور استوار است که بودن در محل مناسب و حضور یک سری کاتالیزور باعث به وجود آمدن یک جرقه خلاقیت می‌شود که می‌تواند زندگی شما را تغییر دهد مانند آهنگ دیروز که حاصل یک رویا بود. افراد معتقد به جرقه خلاقیت سعی می کنند محیط کار خود را با تخته های وایت برد، محلی برای بارش فکری، برگه های رنگارنگ نت برداری پر کنند. این افراد باور دارند که صرف وجود شرایط مناسب می تواند یک جرقه ایجاد کند و یک ایده نو ایجاد شود که بتواند تبدیل به یک ایده برتر تجاری و هنری شود، و در تمام دنیا به عنوان تحولی در قرن جدید صدا کند.

به نظر شما واقعا خلاقیت یک جرقه است؟

جرقه خلاقیت
جرقه خلاقیت

 

تعریف خلاقیت؟

توانایی ساختن چیزی تازه که ارزشمند باشد این تعریف ساده دو ملاک مهم خلاقانه بودن یک اثر را مشخص می کند یکی جدید و نو بودن اثر و دیگری ارزشمند بودن آن است این ارزشمند بودن نشان دهنده این است که خلاقیت یک پدیده اجتماعی است و دلیل آن این است که زمانی اثری ارزشمند می‌شود که جامعه آن را ارزشمند بداند.

مردم چه می‌خواهند؟

مردم دو تمایل متمایز از هم دارند که باعث بقا بشر در طول هزاران سال شده است.

اول اینکه مردم خواستار مقوله های آشنا هستند: یعنی انسان میخواهد که از چیزهای آشنا استفاده کند به طور مثال آرامش خانه یک مقوله آشناست که شخص به آن پناه می برد.

دومین تمایل: تمایل به چیز های نا آشنا است هدف از این تمایل به دست آوردن هیجان و شور و شوق است مانند سفر به مکان جدید و یا رفتن به رستورانی جدید. که به آن پاداش تازگی می گوییم.

عمر  و تایید یک ایده وابسته به این دو تمایل در جامعه است اگر ایده شما خیلی نو و جدید باشد در جامعه ترس ایجاد می کند و پذیرفته نمی‌شود. همچنین اگر کپی و کاملا آشنا باشد هم مردم به آن تمایلی نخواهند داشت.

 

رابطه خلاقیت و iQ

طبق یک آزمایش صورت گرفته که در طی آن از افراد خواسته شد تا در زمان مشخص راجب یک مسئله مانند راهکار های جدید استفاده از سشوار ایده های جدید ارائه دهند نتایج زیر حاصل شد:

درباره کمیت ایده ها: همبستگی تا ضریب هوشی 86 وجود داشت یعنی از این عدد به بعد تعداد ایده ها تغییر زیادی نکرد یعنی حتی کمتر از میانگین ضریب هوشی یک شخص معمولی

اما درباره کمیت ایده ها همبستگی تا ضریب هوشی 104 وجود داشت از این ضریب به بعد کیفیت ایده ها نیز تغییر زیادی نکرد.

این نشان می‌دهد که ذاتا همه ما خلاقیت داریم حال سوال جدیدی به وجود می آید واقعا خلاقیت کجا و چگونه ظاهر می‌شود؟

 

بیایید به داستان پل مک کارتنی برگردیم آیا واقعا ایده خلاقانه او حاصل یک رویا بود؟ آیا من نیز می توانم یک شب رویای یک ملودی را ببینم و آن را بنوازم؟ قطعا خیر چون من آشنایی با موسیقی ندارم درواقعا رویا مک کارتنی نتیجه سالها تلاش او در زمینه موسیقی بود او و عده ای در اوایل معتقد بودند که این ملودی کاملا جدید است اما در واقع مانند ملودی بود که او مدت ها قبل شنیده بود. همچنین صرف یک ملودی یک اثر خلاقانه را نیافرید او چندین ماه بعد از کشف ملودی را صرف تکمیل آن و نوشتن شعر برای آن کرد در واقع قطعه دیروز حاصل چندین ماه تلاش بود که نتیجه آن یک اثر خلاقانه بود.

 

خلاقیت از کجا می آید؟

در واقع اگر شما می خواهید یک خلاقیت ایجاد کنید لازم است که در آن حوزه تخصص کامل داشته باشید اگر شما به اصول نوازندگی پیانو مسلط نباشید و نتوانید در این حوزه به تخصص برسید نمی توانید قطعه ای به کیفیت بتهوون را ارائه دهید.

برای کسب این تخصص نیاز است که شما تمرین کنید و مدام اطلاعات و توانایی های خود را ارتقا دهید خلاقیت یک جرقه ناگهانی نیست بلکه نتیجه  داشتن تخصص و تسلط بر اصول ارائه ایده است به نحوی که جامعه آن را بپزیرد.

 

سوپ خلاقیت:

به باور تعداد از اندیشمندان خلاقیت مانند یک سوپ است که طی پنج مرحله آماده می‌شود:

  1. مرحله اول ارائه مسئله است. زمانی است كه به شما گفته مي شود كمي سوپ تهيه نمائيد و يا شايد تصميم بگيريد كه مي خواهيد گزارشي را تهيه كنید. ممكن است  تصميم بگيرید فقط يك كنسرو آماده سوپ را باز کنید، يعني گزارش خود را با توجه به موارد گذشته تهیه کنید و گزارش شما اقتباسی از موارد موجود باشد. اما شما تصمیم می‌گیرید چیزی تازه و نو خلق کنید.
  2. مرحله دوم از فرايند خلاقیت آماده كردن است. اين زماني است كه تمام اطلاعات و منابعي كه براي حل مسئله يا انجام وظيفه ضروري است جمع آوري مي كنيد. يعني وقتي كه تمام موارد مورد نياز براي تهيه سوپ را از قفسه ها و يخچال بيرون مي آوريد.
  3. مرحله سوم فرايند خلاقیت همان مرحله اي است كه اغلب مردم به عنوان خلاقيت مي شناسند, ايجاد ايده ها يا امكانات. در اين مرحله آشپز اجزا تشكيل دهنده سوپ را به بهترين روش كه به نظرش مي رسد با هم مخلوط مي كند, ممكن است بيشتر از رشته يا سبزي و يا گوشت استفاده كند. همان کاری که شما می توانید برای مسئله خود انجام دهید.
  4. مرحله چهارم فرايند خلاقيت اعتبار يابي است. يعني آزمودن امكانات مختلفي كه در مرحله سوم ايجاد شده است. اين هنگامي است كه آشپز سوپ را مي چشد تا ببيند آيا سوپ خوب شده است یا نه ؟

به طور مثال شما به عنوان مسئول فروش یک شرکت در مرحله سوم به ایده مشخصی برای افزایش میزان فروش محصول رسیده اید اکنون در این مرحله باید شیوه خود را آزمایش کرده و به این نتیجه برسید که آیا راهکار شما مناسب است یا نیاز به راهکار دیگری است.

  1. مرحله پنجم يا اخرين مرحله ارزيابي نتيجه است. در این مرحله شما ممکن است از ایده خود کاملا راضی باشید، آن را اصلاح کنید و یا به طور کل ایده خود را شکست خورده نامید و به سراغ ایده جدید بروید. آشپز مي تواند لبخند رضايت برلب آورده آماده كشيدن سوپ شود يا با تغييراتي كه در ذهن دارد به سراغ سوپ برود و يا همه آن را دور بريزد و آشپزخانه را ترك كند.

 

 

لازم به ذکر است که شکست ممکن است در هر زمان گریبان ایده خلاقانه شما را بگیرد پس لازم است که آماده باشید. لازم است که اتفاق افتاده را بپذیرید و از آن فاجعه سازی نکنید و به دنبال راه حل های جدید باشید. تا زمانی که بخواهید پیشرفت کنید قطعا شکست را هم تجربه خواهید کرد.

 

منحنی خلاقیت:

منحنی خلاقیت
منحنی خلاقیت چیست؟

اگر می خواهید ایده خلاقانه ای ارائه دهید که ارزشمند باشد لازم است که طبق منحنی خلاقیت عمل کنید.

این منحنی این اصل را بیان می کند که: هر چه افراد با محرکی بیشتر آشنا باشند بیشتر به آن تمایل خواهند داشت تا نقطه ای مشخص (اوج) و بعد از آن هر چه محرک را بیشتر ادراک کنند علاقه آنها کمتر است.

بر طبق منحنی خلاقیت ایده ای که ارائه می دهید باید در نقطه شیرین و اوج باشد اما بالاخره هر ایده ای به قسمت شیب خود میرسد اینجا جایی است که لازم است شما ایده خود را به روز کنید تا درگیر سراشیبی نشوید.

براي فهم بهتر مفهوم منحني خلاقيت كتاب منحني خلاقيت اثر الن گنت را مطالعه كنيد.

 

چهار قانون منحنی خلاقیت:

الف) جمع کردن اطلاعات:

چگونگی جمع آوری اطلاعات برای ارائه یک پاسخ خلاقانه به مسئله بسیار حائز اهمیت است. آقای رابرت بارون معتقد است مهم ترین چیزی که باعث میشود افراد فرصت هارا کشف کنند این است که بتوانند الگو ها را بشناسند.

یکی از اساسی ترین کارهای مغز انسان که بسیار به انگیزه بقا مربوط است همین شناخت الگو هاست.

از نظر آقای بارون افراد به دو شکل الگو ها را شناسایی می کنند.

اول به صورت پیش نمونه: منظور از پیش نمونه خلاصه و چکیده ای از ویژگی های اساسی مفاهیم است. به طور مثال پیش نمونه ما از یک سخنران موفق شامل شخصی با فن بیان قوی، خوش برخورد، با اعتماد به نفس و… میشود.

این پیش نمونه ها را ما از طریق کتاب ها و توضیحات دیگران است که به دست می آوریم.

مدل دوم سرمشق است که به معنای نمونه ای خاص از یک دسته بندی است. به طور مثال یک سخنران برجسته که قابل مقایسه با دیگران است.

استفاده از این نمونه ها به پردازش ایده ها سرعت میبخشد و دیگر لازم نیست خود شخص تمام عناصر ایده خود را از اول طراحی نماید.

لازمه این که بتوانیم در کار خود خلاق و موفق باشیم این است که تا جایی که میتوانیم نمونه ها و اطلاعات را جمع آوری کنیم، این همان کاری است که هنرمندان انجام میدهند به طور مثال یک نقاش باید تا جایی که میتواند به نمایشگاه های نقاشی سر بزند و اثار زیادی را بررسی کند.

ب) تقلید:

بیایید کلیشه دیگری را در ذهن خود بشکنیم، شاید فکر کنید موفقیت ناشی از شکستن الگو هاست. اما در واقع پیروی کردن از الگو می باشد که آن را با میزان مناسبی از نوآوری ترکیب کرده ایم. همه حرفه ها بالاخره قوانین و چهارچوب های مشخص خود را دارند. به طور مثال یک آشپز نمیتواند از حد مشخصی بیشتر ادویه استفاده کند. یا یک سخنران نمی تواند خیلی حرکات را روی صحنه انجام دهد.

تا کنون به احتمال زیاد میم ها را دیده اید تصاویری ساده با یک متن خنده دار. تمام میم های مختلف ساختار مشابهی دارند در واقع همه آنها تقلید است و در چهارچوب میم ها قرار می‌گیرند، اما در همین چهار چوب خلاقیت های بسیاری دیده می‌شود.

پ) هم نشینان خلاق:

برعکس تصور عامه مردم که افراد خلاق  گوشه گیر و منزوی هستند و علاقه ای به ارتباطات اجتماعی ندارند، برای رسیدن به خلاقیت باید به جنبه های اجتماعی خلاقیت توجه بسياری نمود.

طبق تحقیقی در دانشگاه کالیفرنیا که به بررسی 2هزار دانشمند و مخترع پرداخته است متوجه شده اند که شبکه های اجتماعی شخص تاثیر بسیاری در میزان تولیدات شخص و همچنین طول دوره کاری او داشته است.

هم نشینی خلاقانه چیست؟ مجموعه افرادی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر روند خلاقیت شخص اثر می‌گذارند.

چه افرادی باید کنار فرد خلاق باشند؟
  1. یک استاد
  2. یک همکار ناسازگار
  3. اندیشمندی مدرن
  4. طرفداری خوش نام

هر کدام از این‌ها را یک شخص یا گروه می توانند انجام دهند. این همنشینان خلاق از مهم ترین جنبه های خلاقیت اند که کمتر به آنها پرداخته شده است.

 

د) تکرار:

برای خلق یک ایده یا محصول خلاقانه یک فرآیند چهار مرحله ای تکراری وجود دارد که شامل تصور کردن، کم کردن تعداد گزینه ها، انتخاب گزینه مناسب و بازخورد گرفتن میشود.

  • تصور کردن: تصور کنید در یک شرکت تولید چیپس مسئول تهیه طعم های جدید هستید در این مرحله لازم است که شما تا می توانید گزینه ها و طعم های مختلف را کشف کنید. همیشه در انتخاب این طعم ها محدودیتی وجود دارد از جمله اینکه آیا قابل تولید هست يا خیر، با این وجود ممکن است شما 100 طعم جدید را پیشنهاد دهید
  • کم کردن تعداد گزینه ها: در این مرحله شما گزینه ها را از صد مورد به 10 مورد کاهش میدهید. برای این کار لازم است که شما نظر مشتریان را درباره طعم ها بپرسید که آیا حاضر به خرید آن هستند یا نه و سپس محصولات با بیشترین رای را انتخاب کنید. توجه کنید مهم ترین نکته این است که آیا حاضر به خرید آن هستند یا نه.
  • انتخاب گزینه: در این مرحله است که افراد محصولات شما را مزه می کنند و به آن ها رای میدهند تا یک محصول انتخاب شود.
  • بازخورد گرفتن: در این مرحله محصول شما به صورت محدود وارد بازار شده و شما نسبت به میزان فروش آن و رضایت مشتریان بازخورد دریافت میکنید.

 

خلاقیت و مسئله:

اگر دقت کرده باشید هنگامی که بخواهیم خلاقیت را بسنجیم شخص را در مقابل یک مسئله قرار می‌دهیم این نشان دهنده این است که خلاقیت در مقابل به مسائل خود را نمایان می‌کند. از این قاعده می توان برای افزایش توان خلاقیت استفاده کرد هر چقدر شما بیشتر خود را با مسائل درگیر کنید و به دنبال راه حل باشید توان ذهن شما برای کشف راه حل های جدید بیشتر میشود توانایی که آن را ذهن واگرا می نامیم

ذهن واگرا و خلاقیت:

خلاقیت و ذهن واگرا
خلاقیت و ذهن واگرا

ذهن واگرا در واقع توانایی کشف راه های جدید و نامتعارف است برای مسائل متفاوت هر چه ذهن واگرا شخص قوی تر باشد توان خلاقیت وی نیز بیشتر خواهد بود این نشان می دهد که خلاقیت قابل یادگیری است.

در ذهن واگرا ما به جز موارد از پیش تایین شده میتوانیم جواب های جدیدی را به مسائل و سوالات بدهیم. برای سنجش میزان واگرایی ذهن سه ملاک وجود دارد. ۱- انعطاف  پذیری یا نرمش  اندیشه. ۲- اصالت  اندیشه. ۳- سیالی اندیشه

  1. انعطاف پذیری یا نرمش اندیشه: برای فهم انعطاف پذیری ذهن این سوال را از خود بپرسید، یک گیره کاغذ چه استفاده هایی دارد؟ اگر پاسخ های شما تماما مربوط به استفاده های نرمال گیره مانند نگه داشتن کاغذ باشد نشانه انعطاف پذیری پایین ذهن است. اما اگر مواردی مانند درست کردن یک مجسمه با گیره کاغذ و یا… به ذهن شما برسد نشانه انعطاف پذیری است.
  1. برای جنس اصالت از آزمون عنوان داستان از گیلفورد استفاده می‌شود در طی این آزمون برای شخص داستانی خوانده میشود و از او خواسته میشود بیشترین تعداد عنوان ممکن را برای داستان مطرح کند.
  2. . در سیالی نیز تعداد پاسخ ها و سرعت پاسخ دهی اهمیت دارد این که فرد در زمان مشخص چه تعداد پاسخ را می تواند به سوال ما بدهد.

 

برچسب خلاقیت:

برای اینکه جامعه به یک ایده برچسب خلاقیت دهد به سه عنصر باید دقت کرد

عنصر اول: موضوع بحث: برای اینکه بتوانید چیزی تازه خلق کنید باید هر آنچه که قبل از آن وجود داشته است آشنا باشید.

عنصر دوم: اثر باید در محافل رسمی آن حوزه پذیرفته شده باشد به طور مثال اگر اثر خلاقانه شما یک نقاشی است حتما باید در نمایشگاه های نقاشی نشان داده شود.

عنصر سوم: صاحب نظران: کسانی که تصمیم می گیرند چه چیزی موضوع بحث نوع خاصی از خلاقیت را شکل می دهد.

امروزه به لطف شبکه های اجتماعی مردم نیز صاحب نظر هستند

عنصر چهارم: زمان بندی: اینکه بدانید چه زمانی ایده خود را ارئه دهید می توانید تا حجم زیادی موفقیت خود را تضمین کنید.

زمانی به تولید و خلق اثر خلاقانه بپردازید که منابع مناسب و کافی در اختیارتان باشد و هم صاحب نظران به کارتان علاقه مند باشند

عنصر پنجم: خود شما: علاوه بر داشتن تخصص و خلاقیت داشتن توانایی انتقال نظرات خود به عموم و استفاده از تکنیک های ارتباط جمعی لازم است.

 

خلاقيت چيست؟ برچسب خلاقيت
خلاقيت چيست؟ برچسب خلاقيت

راز موفقیت:

شما به یک ایده نیاز دارید که هم آنقدر آشنا باشد که شانس پذیرفته شدن داشته باشد و هم بتواند پاداش تازگی ایجاد کند.

افراد T شکل:

این اصطلاحی است که در دانشگاه اکسفورد ایجاد شد و شامل افرادی میشود که حداقل در یک رشته متخصص هستند و در عین حال دانشی بیکران در در خلاقیت و کارآفرینی دارند. این همان چیزی است که موفقیت در هر رشته ای را رقم میزند.

 

موانع رشد خلاقیت:

  1. عدم آموزش خلاقیت در مدارس
  2. گیر کردن در دام کلیشه ها و باور های اشتباه درباره خلاقیت.
  3. تمسخر دیگران
  4. درگیری با کمال گرایی
  5. عدم اجازه به کودکان برای امتحان کردن موارد جدید.
  6. نشستن در انتظار معجزه خلاقیت بدون تلاش.
  7. عدم کسب مهارت و دانش در یک حوزه خاص.
  8. تاکید بیش از حد بر هوش و حافظه
  9. ایجاد رقابت
  10. تاکید بیش از حد بر جنسیت
  11. قوانین خشک و دست و پا گیر
  12. انتقاد از رفتارهای کودک
  13. بیهوده شمردن تخیلات کودک
  14. فقدان شوخ طبعی در منزل و مدرسه
  15. تحمیل نقش بزرگسال به کودک
  16. مراقبت بیش از حد از کودک
  17. فقدان آزادی به کودک ترس از شکست
  18. نگران کودک بودن
  19. فرار از ابهامات
تمرين هاي خلاقيت
تمرين هاي خلاقيت

چگونه خلاقیتت خود را افزایش دهیم؟

یکی از تمرین هایی که به خلاقیت شما کمک می کند درآمد با سرمایه مشخص است به طور مثال شما با پانصد تومان باید تا جایی که می توانید ایده کسب و کار ارائه دهید شاید این کار به نظرتان غیر ممکن باشد در دانشگاه استنفورد این تمرین اجرا شد و یک شیوه بسیار خلاقانه کشف شد. عده ای از دانشجویان میز های یک رستوران را رزرو کردن و سپس میز ها را به قیمت بالاتری به دیگران واگذار کردن.

تماشا کنید: تمرین قبل به طور کلی توان تفکر واگرا را افزایش می‌دهد اما در مورد تماشا کردن شما قبل از اینکه تماشا کنید لازم است که بدانید می‌خواهید درباره چه حوزه ای خلاقیت به خرج دهید به طور مثال اگر می‌خواهید در حوزه کشاوری ایده‌ای مطرح کنید باید نگاه خود را متمرکز به حوزه کشاورزی کنید. فرصت‌ها و محدودیت‌ها را کشف کنید، مسائل را بیابید و برای حل آنها راه‌ حل‌ های خلاقانه ارائه دهید.

بارش فکری: یکی از کارهایی که به خلاقیت کمک می‌کند مشورت و هم فکری است هر چه بیشتر درباره دیدگاه دیگران بدانید بهتر می‌توانید ایده دهید. اینکار حتما لازم نیست به این صورت باشد که چند نفر در کنار هم جمع شوید و صحبت کنید، خواندن کتاب دیگران، دیدن ویدویو های یک شخص نیز می تواند کمک کند با او بارش فکری کنید.

شجاع بودن: زندگی پر از چالش های متفاوت است در صورتی که خود را به چالش نکشید و مسئله های جدید را نبینید خلاقیت شما نیز رشد نخواهد کرد.

کمال گرایی را کنار بگذارید: عده زیادی از ما گمان می کنیم که ایده ما حتما باید یک ایده خارق العاده باشد مانند: تسلا، متاورس، رمز ارز ها و… اما قرار نیست اولین ایده ما بزرگ ترین آنها باشد از ایده های کوچک شروع کنیم و قدم به قدم پیشرفت کنیم.

قانون مبارزه: با افکار و عادت های خود مبارزه کنید. روش هاي عادت شده را به سرعت نپذيريد. بلكه سوالاًت متعددي را براي خود مطرح كرده و انعطاف پذير باشيد.

عدم قطعيت : هیچ چیز قطعا تمام نشده است، همیشه راهکار و شیوه بهتری را می‌توان کشف کرد. سعي كنيد علاًوه بر آن كه همه امور را شفاف مي‌سازيد، ولي هيچ امري را با قطعيت پايان يافته تلقي نكنيد و بگذاريد راه تغيير و تحول باز باشد.

نگرش به اشتباهات از ديد مثبت : اشتباه کردن و شکست خوردن بخش مهمی از فرآیند یادگیری و پیشرفت است. به جای فرار از شکست‌ها اجازه ندهيد ترس از اشتباه شما را خاموش و متوقف سازد. امتحان و اشتباه مي تواند ما را به موفقيت رهنمون نمايد.

وقت گذاشتن براي تفريح : تفريحات سالم نه تنها باعث كاهش تنش و فشار مي‌گردد، بلكه انسان را به سمت خلاقيت و كشف موضوعات جديد سوق مي‌دهد.

جمع اضداد: از تناقض‌ها و تفاوت‌ها نهراسيد. اجازه دهيد از برخورد افكار، تفاوت‌ها و تناقض‌ها، فكرهاي نو تراش نموده و راه‌هاي جديد نمايان گردد.

شكستن باورهاي تخصصي : به منظور گسترش و توسعه عقايد بايد قالب‌هاي ذهني را شكست و به اطلاًعات موجود خود اكتفا نكرد، زيرا نظرات ديگران مي‌تواند براي ما بسيار مفيد باشد.

 

نظرات خود را با ما در میان بگذارید

5 2 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
ارسال به ایمیل
https://mindcenter.ir/?p=1040
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x