مرکز ذهن

خودآگاهی چیست؟

فهرست مطالب

خودآگاهی چیست؟

آیا تا حالا فکر کردین که چقدر خودتون را می‌شناسین؟
یا تا امروز اقدامی برای شناخت بیشتر خودتان انجام داده اید؟
شاید جوابتون “بله” باشد!
ولی واقعیت این است که اینطور نیست و افراد کمی را می‌توان یافت که به خودآگاهی رسیده باشند. برای اکثر افراد توصیف ویژگی هایشان کار بسیار دشواری است.
برخی حداکثر چیزی که درباره خود می‌دانند اسم، سن، جنسیت، تحصیلات، وضعیت شغلی، میزان درآمد و … است. و از ویژگی های شخصیتی مثل احساسات،علایق، رفتار، ترس هایشان، نقاط ضعف و قدرت و…بی خبرند.
وجالب اینجاست که بسیاری از تعارضات درونی و نابسامانی های روانی و معضلات اجتماعی ناشی از خودآگاه نبودن افراد است.

تعریف خودآگاهی:

خودآگاهی
خودآگاهی چیست؟

خودآگاهی را نباید با هشیاری اشتباه کنیم. خودآگاهی را اگر بخواهیم به ساده ترین شیوه تعریف کنیم می‌شود: جمع آوری واستخراج اطلاعات و افکار به صورت ارادی که ماهیت ذهن را مشخص می‌کند و جالب اینجاست که این خودآگاهی از ناخودآگاه سرچشمه می‌گیرد و مربوط به تجربه شخصی و افکار و احساسات ماست.
یعنی به طور خلاصه خودآگاهی یعنی شناختی که ما از تمام ماهیت و وجود خودمان داریم یا به تعبیر دیگر اینکه از مطابق بودن یا نبودن رفتارمان با ارزش های درونی مان آگاه باشیم و بفهمیم که بقیه واقعا چطور مارو می‌بینند.
و خودآگاهی با آگاهی،ذهن آگاهی و خودشناسی تفاوت دارد که تفاوتشان را در ادامه باهم برسی می‌کنیم.

خب بیاین قبل از هرچیز انواع خود را باهم برسی کنیم؛

انواع خود:

در مبحث خودآگاهی، اطلاع داشتن از انواع خود یک آغاز درست در پیموندن مسیر خودآگاهی به حساب می آید. حال باهم به صورت خلاصه انواع خود را برسی میکنیم:

  • خود فیزیکی:

    به تصوری که هر کس از ظاهر خود دارد گفته میشود. دراین حالت ممکن است فرد براثر عدم درک صحیح از تصویر واقعی بدن خود دچار اختلال “دیسمورفی” یا”بدن هراسی” شود. دراین حالت ممکن است فرد مرتب فکر کند ظاهرش بدشکل یا دچارعیب است. و همین عدم درک واقعیت فرد را به نوعی وسواس فکری دچارمیکند و اورا به سمت عمل های جراحی زیبایی و…میکشاند.

  • خودجنسیتی:

    به برداشتی که فرد از تمایلات و هویت خود دارد میگویند. و اگر این برداشت منطبق با واقعیت نباشد فرد دائم فکرمیکند که بیولوژی او با جنسیتش سازگار نیست و دچار اختلال جنسیتی میشود.

  • خوداجتماعی:

    این خود تصوری است که فرد از جایگاه و نقش خودش در جامعه دارد.

  • خودآرمانی:

    همان خودی است که فرد خواهان رسیدن به آن است و همان تصویر مطلوبی است که علاقه دارد به آن تبدیل شود.

  • خود معنوی:

    این خود مرتبط با باورهای معنوی فرد است. و تصویری که از اعتقادات و باورهایش دارد. و هرگونه خللی در این خود باعث تعارضات شدید درونی میشود به صورتی که فرد دائم با خودش سر ارزش هایش دچار درگیری و تعارض میشود.

  • خود تاریک:

    این بخش دربرگیرنده اسرار درونی فرد است. دقیقا همان چیز هایی که ما دوست نداریم کسی درباره ما بداند و برای پنهان کردنش تلاش میکنیم.

  • خود واقعی:

    خود واقعی، درونی ترین بخش وجود هر فرد است.

 

حالا میرسیم به بحث خودآگاهی…
اصلا خودآگاهی یعنی چی؟؟

خودآگاهی چیست؟

خودآگاهی
تعریف خودآگاهی

به زبان ساده خودآگاهی یعنی آگاهی و هشیاری برخودمان.یعنی اینکه خودمان را با تمام جزئیاتی که می‌توانیم بشناسیم.خودآگاهی اولین مهارت هوش هیجانی است و یکی از اساس های رسیدن به کنترل رفتار. خودآگاهی یعنی ما درک شفاف و درستی از باورها، افکار، علایق، انگیزه ها و نقاط قوت و ضعف خود داشته باشیم.
خودآگاهی رو ما نمی‌توانیم در عرض چند ماه یا چند سال به دست بیاوریم و در واقع پروسه‌ای است که تا آخر عمر ادامه دارد و ما فقط می‌توانیم روز به روز افزایشش دهیم و در جهت پیشرفت و توسعه آن تلاش کنیم.
خودآگاهی به ما کمک می‌کند تحت تاثیر هیجانات زودگذر قرار نگیریم و هیجان اصلی خودمان را تشخیص دهیم و از بروز حوادثی در زندگی که ناشی از هیجانات زودگذر و غیر واقعی است قرار نگیریم.

جالب است بدانیم خوداگاهی مارو به زمان حال می‌آورد.

حالا چرا؟
چون ما برای آگاه بودن برخود باید هشیار باشیم و یکی از لازمه های هشیاری این است که در زمان حال باشیم. و حتی در مکاتب عرفانی هم به خودآگاهی تاکید زیادی کردند و آن را پایه و اساس هوش معنوی دانسته‌اند.و این یعنی ما با تقویت کردن هوش هیجانی خود، هوش معنوی مان را هم تقویت می‌کنیم.
اگر می‌خواهید خودآگاهی داشته باشید باید تلاش زیادی کنید تا باورهای قوی که دارید رو شناسایی و درک کنید.

 

تفاوت خودآگاهی و آگاهی:

 

آگاهی به طور ساده یعنی آگاه بودن از اینکه چه کسی هستید؟ کجایید؟ و چرا؟
دقیقا همین حالتی که الان داریم.

(یعنی یه چیز پایه و ساده تراز خوداگاهیه و برای رسیدن به خوداگاهی باید از این مرحله هم عبور کرده باشیم).

 

تفاوت خودآگاهی و ذهن آگاهی:

ذهن آگاهی یک مرحله از آگاهی عمیق تر است و ما درآن به صداها، اتفاقات، حالت های بدنمان و… آگاهی داریم که معمولا شامل 50 الی 60درصد در طول روز می‌شود.

 

تفاوت خوداگاهی و خودشناسی:

خودشناسی یعنی بدانید چه ارزش هایی دارید، نقاط ضعف و قوتتان چیست و چه رفتارهایی دارید و در کل چه انسانی هستید که این رو به طورکامل در مقاله خودشناسی برایتان توضیح می‌دهیم و بررسی می‌کنیم.


مراحل خودآگاهی:

خودآگاهی

  1. شناخت روان:

    همه روزه اتفاقات متفاوتی در اطراف ما می‌افتد و ما آنها را به گونه های متفاوتی تفسیر می‌کنیم. این تفسیر هاست که روی عملکردهای ما تاثیر می‌گذارد. از همین رو هم هست که برخی افراد مثبت نگر و برخی افراد منفی نگر هستند (درباره منفی و مثبت نگر بودن هم در مقاله خودش مفصل براتون توضیح میدم). زیرا رفتارهای ما از روانمان شکل می گیرد و ما می‌توانیم با شناخت روان خود برخی از نابهنجاری ها را تا حد زیادی بهبود دهیم.

  2. کنترل افکار:

    ما برای دست یابی به خوداگاهی باید بتوانیم افکار خود را هم کنترل کنیم و به آنها جهت دهیم. در خیلی از مواقع احساسات ما از جمله غم، خشم، احساس شکست و… از افکار منفی ما ناشی می‌شود و برای کسب خودآگاهی باید افکار خود را مدیریت کنیم و سرچشمه آنها را بشناسیم.

  3. خطاهای شناختی:

ذهن انسان توانایی های بیشماری دارد اما بازهم در بسیاری از موارد دچار خطا میشود. (خطای شناختی نوعی اشتباه در تعریف واقعیت است). این خطاها باعث عدم درک درست می‌شود که همین خطاها باعث می‌شود موضوعات کوچک وساده را به صورت بحران های بزرگ تصور کنیم .
برخی ازین خطاها عبارتند از:

    1. تفکر همه یا هیچ: استفاده از عبارات مطلق مانند همیشه یا هیچوقت. به عبارتی سیاه یا سفید دیدن زندگی به جای خاکستری. افراد دراین حالت انعطاف فکری ندارند و نمی‌توانند گزینه های جایگزین را ببینند.
    2. خطای باید ها: الگوی تفکرات اغراق شده یا غیرمنطقی است که برای فرد نهادینه شده و باعث وضعیت ناخوشایندی می‌شود. و به صورت وضع قوانین حتمی برای خود و دیگران است که در صورت سرپیچی از آن احساس خشم و غم را برای خود و دیگران به وجود می آورد.
    3. خطای تعمیم دادن: یعنی افراد هرحادثه یا اتفاق منفی در بخشی از زندگیشان را به تمام زندگی تعمیم می‌دهند و با نتیجه گیری افراطی به خود احساس بدبختی و ناراحتی می‌دهند.
    4. برچسب زدن به خود: نسبت دادن صفات و القابی به خودمان را شامل می‌شود که بعد‌ از گفتن آن راهی نیست جز اینکه همین شکلی باشیم بدونه اینکه خودمان از آن آگاه باشیم مثل اینکه بگوییم من از خودم بدم می آید، من پرخاشگر هستم و…
    5. حذف رویداد های بزرگ
    6. اعتماد به نفس بیش از حد
    7. خطای اثر لنگر: به معنی این است که هر چقدر هم فکر کنید از حدس اولیه فاصله گرفته‌اید بازهم همچنان تحت تاثیر آن هستید و نمی‌توانید زیاد از آن دور شوید.
    8. تمرکز به اخرین اطلاعات: یعنی ما تمام داده های قبل را کنار بگذاریم و فقط بر آخرین داده ای که دریافت کرده ایم تمرکز کنیم حالا هر چقدر هم نسبت کمی نسبت به داده های قبلی داشته باشد.

انواع خودآگاهی:

1.خودآگاهی عمومی: در این نوع فرد خودرا بیشتر با معیارهای بیرونی مقایسه می‌کند و چگونه دیده شدن از نظر دیگران برایش اهمیت دارد.

2.خودآگاهی خصوصی: در این نوع فرد خود را بیشتر با ملاک ها و معیارهای درونی مقایسه می‌کند و بنابراین می‌تواند خود را بهتر تحلیل کند. این افراد از خودپنداره قوی برخوردارند.

اهمیت خوداگاهی و ویژگی افراد خودآگاه:

افراد خوداگاه با طی کردن مراحلی که دربالا درباره آن صحبت کردیم به یک سری خصوصیات برتر دست می‌یابند که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

  1. مسئولیت زندگی خود را می‌پذیرن
  2. نقاط ضعف خود را می‌شناسند و می‌توانند در جهت اصلاح آنها تلاش کنند.
  3. احساس رضایت از تصمیمات و سبک زندگیشان دارند.
  4. انعطاف پذیری دارند و مطلق نگر نیستند.
  5. در برابر فشارها و ضربه های روانی و اجتماعی مقاومت بالاتری دارند.
  6. از موفقیت ها و شکست های خود آگاهند و در عین حال که به موفقیت ها و دستاورد های خود افتخار می‌کنند ، از شکست هایشان هم درس می گیرند و تجربه کسب می‌کنند.
  7. از مشورت کردن با دیگران و افراد صاحب نظر استقبال می‌کنند.
  8. به همه احترام می‌گذارند و دیگران را سرزنش نمی‌کنند و افراد مثبت اندیشی هستند.
  9. پذیرای تغییرات هستند و از آن استقبال می‌کنند.
  10. روحیه همکاری و شرکت در کارهای گروهی دارند.

معرفی کتاب :

خودآگاهی مبحثی نیست که درباره آن کتاب های زیادی نوشته شده باشد یا بتوان کتابی را به آن اختصاص داد زیرا مبحثی است که لازمه هر موضوعی است و در هر موضوعی می‌توان نوعی از آن را یافت. اما اگر بخواهیم کتاب هایی در این زمینه به شما معرفی کنیم میتوان کتاب هایی نظیر:

  • راه های رسیدن به خودآگاهی از کاملش دی پاتال ترجمه آزاده صرافی
  • جامعه شناسی خودمانی از حسن نراقی
  • خودت را به فنا نده از گری جان بیشاپ ترجمه حسین گازر
  • زندگی خود را دوباره بیافرینید از جانت اس. کلوسکو ترجمه ساره حسینی عطار
  • موهبت کامل نبودن از برنه براون ترجمه اکرم کرمی
  • هنر و علم خودشناسی از پیتر هالینز ترجمه آرسام هورداد
  • تکه هایی از یک کل منسجم از پونه مقیمی

شما هم اگر کتابی در این زمینه خواندید یا از کتاب های بالا را مطالعه کرده‌اید خوشحال می‌شویم نظراتتان را با ما به اشتراک بگذارید.

راه های افزایش خودآگاهی:

 افزایش خودآگاهی
راه های افزایش خودآگاهی

برای رسیدن به خوداگاهی لازم است یک سری مراحل طی شود که در زیر به آنها اشاره می‌کنیم:

  1. شناخت احساسات: فرد باید از جنس احساساتش در مواجهه با مسائل آگاه باشد. هر فرد دارای ویژگی های ژنتیکی منحصر به فرد و شرایط زندگی گوناگون و متفاوت است به همین دلیل در مواجهه با مسائل یکسان هم ممکن است طیف وسعی از احساسات را از خود نشان دهند. به همین دلیل آگاهی از شخصیت هرفرد و اینکه بیشتر متمایل به چه احساسی است بسیار مهم و کارساز است.
  2. شناخت افکار: ما با شناخت افکار خود میتوانیم با موقعیت های متفاوت مواجه شویم و به ناکارامدی برخی از افکار خود آگاه شویم و اصلاحشان کنیم تا از عواقب ناخوشایند احتمالی جلوگیری کنیم.
  3. شناخت انتظارات و خواسته ها: درمواجهه با موقعیت های درونی و بیرونی عوامل زیادی نقش دارند و اینکه افراد این موقعیت هارا چگونه درک کنند نشان دهنده انتظارات و خواسته ها و توقعات آنها از موقعیت است. این وضعیت هم میتواند درونی باشد مثل مواجه شدن فرد با تعارضی که در درون خود تجربه میکند و هم میتواند بیرونی باشد مثل روبه رو شدن فرد با یک بحران اجتماعی.
  4. شناخت میزان اعتماد به نفس: روانشناسان معتقدند که افرادی که از اعتماد به نفس پایین رنج میبرند انتظارات غیرواقع بینانه ای از خود ودیگران دارند و به همین دلیل میزان رضایتشان از زندگی هم بسیار پایین است. در حالی که افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند موقیت را براساس انتظارات دیگران نمی‌بینند بلکه بیشتر از هرچیزی و هرکسی به ارزش ها و خواسته ها و انتظارات خود اهمیت می‌دهند.
  5. به خود به صورت بی طرفانه نگاه کنید: اینکه بتوانید خود را همانگونه که هستید ببینید کار بسیار سختی است ولی اگر واقعا تلاش کنید و زمانی برسد که بتوانید به این مهارت دست پیدا کنید و خود را به صورت بی طرف نگاه کنید یاد می‌گیرید خود را به همان صورتی که هستید بپذیرید و در عین حال راه های پیشرفت در آینده را پیدا کنید. راحت ترین راه برای شروع این مسیر هم نوشتن است که در قسمت تمرین دربارش صحبت می‌کنیم و یک سری تمرین را در اختیارتان خواهیم گذاشت که با انجام آنها بهتر و سریع تر میتوانید به خودآگاهی دست یابید.
  6. مدیتیشن وسایر عادات وابسته به ذهن را تمرین کنید: مدیتیشن تمرینی است برای رشد و پیشرفت هشدارهای ذهنی شما که اکثر آنها (نه همشان) بر روی تنفس شما تمرکز می‌کنند. و به شما کمک می‌کند تا نظم و ترتیب بهتری را در طول یک تفکر منظم کسب کنید. برای انجام مدیتیشن یکی از رایج ترین و در عین حال ساده ترین شیوه های انجام مدیتیشن هم که یک فعالیت روزانه که به شما احساس آرامش درونی می‌دهد را انتخاب کنید و انجام دهید مانند: بیرون رفتن، ظرف شستن، پیاده روی، رفتن به مکان خاصی و…
  7. از تست های شخصیتی و هوش کمک بگیرید:
    انجام این تست ها به شما کمک می‌کند تا متوجه یک سری از ویژگی ها و خصایص خود شوید . برای مثال تست مایرس بریجز به شما کمک می‌کند تا حین انجام آن درباره یک لیست از خصایص و ویژگی هایی که بیشتر خصوصیات شما را شرح می‌دهد و مشخص می‌کند فکر کنید.

 

 

مزایای خودآگاهی:

 مزایای خودآگاهی
مزایای خودآگاهی
  • از مهم ترین مزایای خودآگاهی افزایش و ترمیم اعتماد به نفس است.
  • اولین مهارتی که ما درخوداگاهی به دست میاوریم افزایش یافتن توانایی مدیریت هیجان هامون است. هیجاناتی مانند:خشم،استرس،غم و…
  • توانایی ایجاد و برقراری روابط صمیمانه تر با افراد و اطرافیان.
  • افزایش مسئولیت پذیری در برابر تصمیمات و انتخابات و واکنش ها.

 

معایب نداشتن خوداگاهی:

  • اگر ما از خصوصیات و استعداد هایمان آگاه نباشیم به زودی دچار تعارض های
    فراوان میشویم که خودش زمینه شکست های اصلی در زندگی است.
  • عدم خوداگاهی باعث تصمیم های نادرست و درنتیجه عدم دستیابی به اهداف میشود و در تصمیم های مهم زندگی مانند: تحصیل،ازدواج وشغل و…نقش حیاتی دارد و
  • درمدیریت هیجان و روش های مقابله با ترس و استرس نیز تاثیر چشمگیری دارد

 

تمرین خودآگاهی:

 

تمرین اول:

ازتون میخوام به یکی از تجربه های منفی که اخیرا داشتید فکرکنید. اول موقعیت یا محرکی که باعث شد واکنش منفی نشون بدید رو شناسایی کنید و ببینید چی بوده و دربارش بنویسید. (ولی منطقی باشید و افراد واحساساتی که تو اون موقعیت بودن رو وارد نکنید فقط اتفاقی که افتاد و واکنش خودتون رو بنویسید). بعد باورتون رو شناسایی کنید. چی بود که باور داشتید درسته؟ و درآخر عواقب باورهای شما چی بوده؟ چه تاثیری داشته؟ و بخاطر باورشما چه اتفاقی افتاده؟
(برای مثال اگه اخیرا تصادف کردید به اون فکرکنین. چه اتفاقی افتاد؟ چه واکنشی نشون دادین؟ و چه باور و اعتقادی داشتین که باعث شد اون واکنش رو نشون بدین؟ و درآخر این باوری که شما داشتید باعث شد چه اتفاقی بیوفته و پیامدش چی بود؟)

هدف:

  • خودتان رادرگیر شناسایی باورهای کلیدی می‌کنید
  • به وضوح تاثیر باورها نه اتفاقات محرک رو روی رفتارتان ببینید. (یعنی متوجه میشین که رفتار شما بخاطر اتفاقی که افتاده یا فردی که شما رو تحریک کرده و… نیست بلکه باور خودتون بوده که علت رفتارتون شده). معمولا باورهایی که در خصوص یک اتفاق داریم باعث میشه تا ما واکنش نشان بدیم نه خود آن اتفاق.
    این تمرین را درباره یک اتفاق مثبت نیز انجام دهید. تا باورهای مثبت و منفی خودتان را شناسایی کنید و به مرور زمان خوداگاهی خود را افزایش دهید.

تمرین دوم:

یک دفتر روزانه بردارید و احساسات و ادراکات خود را در آن یادداشت کنید تا بهتر به آنها توجه کنید وبیشتر احساسات خود را بشناسید.
از دیگران هم بخواهید که احساساتشان را نسبت به شما بیان کنند و آن را بپذیرید. تا درنهایت به یک برداشت جدید از خود و زندگیتان دست پیدا کنید.

 

دریا حسن زاده
Latest posts by دریا حسن زاده (see all)

نظرات خود را با ما در میان بگذارید

3 5 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
بهار
بهار
4 ماه قبل

سلام خانم حسن زاده
میتونم مقاله در این رابطه رو اگر داشتین ، برام بفرستین
ممنون میشم

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
ارسال به ایمیل
https://mindcenter.ir/?p=1089
1
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x